انتخابات خانه مطبوعات در چند سكانس

ماه هاست كه وبلاگ نويسي را فراموش كرده بودم مثل خيلي كارهاي ديگر اما گاهي اتفاقاتي را مشاهده مي كنيم كه غير از نوشتن راه ديگري براي فراموش كردنش به ذهنمان نمي رسد. اين مطلب كمي طولاني است اما ارزش خواندن دارد!!
سال 86 در انتخابات خانه مطبوعات به عنوان بازرس انتخاب شدم و روز چهارشنبه پس از سه سال انتخاباتي ديگر براي انتخاب اعضاي جديد شوراي مركزي برگزار شد كه بايد بر آيند و عصاره ي قشر روزنامه نگار، خبرنگار و ... باشند. چهارشنبه اي خاطره انگيز كه درس هاي زيادي به من آموخت كه بايد هميشه توصيه بزرگان را جدي بگيرم!!!
حضور در يك جمع همكار كه بسياري از آنها را براي اولين بار مي ديدم در نوع خودش جالب بود ولي انجام وظايف محوله بر اساس اساسنامه به عنوان بازرس خانه كمي بردوشم سنگيني مي كرد و اين سنگيني پايان خوشي نداشت و چهارشنبه شب 26 خرداد را برايم بسيار ماندني كرد، اصولاخرداد ماه بيادماندي است!!
چند سكانس از روند برگزاري انتخابات و ديگرهيچ ...
سكانس اول
چند روز پيش براي ثبت نام در انتخابات خانه اعلام آمادگي كردم اما با توصيه جدي به بي خيال شدن ثبت نام مواجه شدم. دوست عزيز كه هم مقام دولتي دارد و هم صنفي گفت: اگر ثبت نام كني رد صلاحيت مي شوي گفتم چرا؟ در جوابم اين جمله را بيان كرد چون تو سرپرست روزنامه هاي شرق و اعتماد، كارگزاران و ... بودي و اين روزنامه ها توقيف شدند نهادهاي نظارتي شما را رد صلاحيت مي كنند پس براي حفظ آبرويت نيا!!
سكانس دوم
آمديم اما با التهاب رد صلاحيت، شنيديم ائتلافي در حال تشكيل است و باز هم دوست عزيز گفت چون در انتخابات تعاوني مسكن خانه با ما نبودي و با ما زاويه پيدا كردي در ائتلاف ماجايي نداري!! بعد از چند بار ديدار و رايزني بالاخره قرار شد كه در بخش خبرنگاران محلي ثبت نام كنيم و در ائتلاف جاي بگيريم. چند روز بعد از ثبت نام بيان شد كه چون خانم سردبير محترم مي خواهد در قسمت خبرنگاران محلي حضور پيدا كنند شما به بخش بازرسان برويد گفتم اين كار بعد از ثبت نام غير قانوني است. جواب دادند اكثريت داريم مشكل قانوني را با مصوبه حل مي كنيم!!
سكانس سوم
آخرين جلسه شوراي مركزي برگزار شد و در اين جلسه بحث جابجايي حوزه ثبت نامي مطرح شد كه با آن مخالفت كردند. بحث آرا وكالتي اعضاي خانه مطرح شد كه با مخالفت يكي از اعضا قرار شد كه به راي گذاشته شود ولي چون اكثريت با ائتلاف جالب توجه؛ اصولگرايان و اصلاح طلبان بود نظر خود را مصوب كردند. البته اگر در سطح كلان هم بخاطر برخي مسائل ائتلاف مي شد كه مشكلي نبود!! ائتلافي جالب كه هنوز باورش براي بسياري سخت است اما منافع خيلي چيزها را حل مي كند.
با مخالفت دوست عزيز؛ پدرخوانده مطبوعات فرمودند خيلي ناراحتي به بازرس شكايت كن تا در مجمع مطرح كند.
در ادامه بحث افراد واجد شرايط شركت در انتخابات مطرح شد چون باز اكثريت داشتند همه 430 نفر «اسم» موجود در دفتر ثبت نام را واجد شرايط اعلام كردند.
سكانس چهارم
شب قبل از انتخابات پدرخوانده در تماس تلفني بيان مي كند كه ما موافقت مدير كل را گرفتيم اگر شما موافقي خانم سردبير به بخش خبرنگاران محلي بروند و شما به بازرسي كه با توجه به حضور يك دوست كه رفيق نيمه راه شد و اصرار بسيار به انجام نشدن اين مسئله داشت مخالفت كرديم و اين مخالفت باعث نيامدن پدرخوانده شد. تا ائتلاف دچار مشكل نشود آفرين به اين تعهد اخلاقي! و اما بهايي بابت اين مخالفت دادم و رفيق نيمه راهمان حالش را برد!
سكانس پنجم
روز انتخابات طي نامهاي به رياست محترم خانه كه رونوشت آن را هم به مديركل محترم ارشاد دادم تقاضاي بررسي آراي وكالتي وكالت نامه ها قبل از برگزاري انتخابات دادم. طبق ماده 10 اساسنامه كه تصريح كرده در هنگامي كه دستور مجمع انتخابات باشد تاييد وكالت نامه ها با بازرس است. نقطه حساس اين انتخابات همين وكالت نامه ها بود كه نتيجه انتخابات را به خود گره زده بود. و همان شده كه آقا 161 راي آورد.
سكانس ششم
روز انتخابات شد با حضور مسوولان ارشاد روند انتخابات آغاز شد كه در نوع خودش جالب و بي سابقه بود معمولاً روال به اين صورت است كه اول تعرفه هاي راي را به اعضاي مي دهند و با حضور اكثريت اعضاي خانه جلسه آغاز مي شد كه متاسفانه به محض توزيع اولين تعرفه ها جلسه آغاز شد. و آقاي رييس به صندلي هاي اكثراً خالي گزارش مي داد.
در ابتداي راي گيري با انبوهي از وكالت نامه هاي سه نشريه مواجه شدم كه جزء ائتلاف بودند . با مخالفت من پدرخوانده گفت: جمع كردن اين جمع دوباره سخت است شلوغش نكن در اين برگه ها مدير نشريه تاكيد كرده بود كه آقاي الف به آقاي ب وكالت داده است بدون اينكه امضاي وكالت دهنده در اين فرم ها باشد همانجا به مسوول محترم حراست گفتم اين وكالت نامه ها اشكال قانوني دارد با آقاي مديركل محترم تلفني صحبت كردم كه انصافاً سعي در برگزاري بي طرفانه انتخابات را داشت ايشان گفتند شما اين فرم هاي از پيش آماده را قبول كنيد تا فردا 10 صبح اصل وكالت نامه ها را بياورند ارشاد اگر تا 10 صبح نياوردند آراي وكالتي قبول نيست.
بالاخره با دستور مديركل قبول كرديم! چه صحنه هاي نابي كه درلحظات راي گيري و توزيع تعرفه ها رخ نداد.
اوج و شكوه دمكراسي نوين را در جمع روزنامه نگاران و خبرنگاران كه جزو قشر روشفكر محسوب مي شوند ملاحظه كرديم حالمان جا آمد كه ديگر در هيچ انتخاباتي ناظر و كانديد نشويم. بالاخره انتخابات برگزار شد با 120 راي وكالتي نتايجي بدست آمد كه از قبل پيش بيني شده بود و ما مغلوب دمكراسي مدل جديد شديم!! و حالا بايد مانند يك بازنده كه به قواعد بازي پايبند است به حضرات تبريك بگويم. و نگاه پيروزمندانه پدرخوانده را و ائتلاف سه نفره مديران را تحمل كنم كه مي گويند ديگر وارد حريم ممنوعه نشو!! نوش جانتان حداقل 2 سال ديگر صندلي خانه متعلق به شماست.
نصف آرا را شمردند درآمدم بيرون قبل از راي گيري متوجه باختم شدم در آن دقايق ناگوار پيامك مادرم آمد كه نوشته بود هرچه مصلحت خداوند است اتفاق مي افتد . غم مخور!!
پرده آخر
پنجشنبه 8 صبح به اداره ارشاد رفتم اعتراضم را به طور مكتوب به روند برگزاري انتخابات و مشكل قانوني آرا وكالتي كه 120 نفر بود اعلام كردم. جلسه اي با مدير كل محترم داشتم ايشان قول بررسي دادند. ساعت يك بود كه مصاحبه ايشان را با خبرگزاري فارس ديدم كه صحت انتخابات را تاييد كردند و يك گفتگوي جالب با آقاي شفيعي ها داشتم كه توصيه هاي لازم را در مورد عواقب برخوردهاي احتمالي به من گوشزد كردند و گفتند وكالت نامه ها اشكالي ندارد و همه چيز قانوني است.
در خاتمه اين چند سكانس كه با خود سانسوري شديد ارايه شد. بايد از تلاشهاي مديركل و حراست ارشاد يك دوست عزيز تشكر كنم. . به برندگان انتخابات ديروز تبريك مي گويم. اما بدليل وظيفه اي كه برعهده داشتم طبق ماده 10 اساسنامه خانه مطبوعات به عنوان بازرس باز هم تاكيد مي كنم كه بسياري از آرا وكالتي مورد تاييد بازرس نبوده و نيست و مجمع عمومي به حد نساب نرسيده است. چون مطلب طولاني شد شما را به خواندن گزارشم به عنوان بازرس كه در روز مجمع ارايه شد و هيچ جوابي به موارد نقص قانون داده نشد توصيه مي كنم.
در پايان بايد اين نكته را هم بگويم كه درطول دوران بازرسي آنچنان كه بايد در راستاي وظايف محوله اقدام نكردم و كم كاري ها داشتم و از همه دوستان خصوصاً اعضاي خانه و شوراي مركزي خانه مطبوعات بخاطر كوتاهي هاي بعمل آمده پوزش مي طلبم اميدوارم شوراي جديد موفق تر از شوراي گذشته باشد با اين جمله كه زمان در مورد بسياري از اتفاقات قضاوت مي كند كات مي كنم.
گزارش بازرس در مجمع عمومي خانه مطبوعات استان

بادرود بر ارواح طيبه شهدا و روح پرفتوح امام راحل و آرزوي طول عمر با عزت براي مقام معظم رهبري و توفيق دولت خدمتگزار
عرض سلام و خسته نباشيد دارم خدمت حاضرين در جلسه مجمع عمومي خانه مطبوعات استان خصوصاً اعضاي شوراي مركزي خانه
ابتدا تقدير و تشكر ميكنم از زحمات اعضاي شوراي مركزي خانه مطبوعات كه در اين مدت فعاليت دوره دوم با وحدت در راستاي اهداف تشكيل شده خانه مطبوعات گام برداشته اند و انصافاً خانه مطبوعات استان قزوين را هم فعال كرده اند.
اينجانب براساس ماده 16 كه يكي از وظايف و اختيارات مجمع عمومي عادي را شرح داده و ماده 38 اساسنامه كه وظايف بازرسين را شرح داده است موظف به ارايه گزارش به مجمع عمومي هستم و متاسفم از اينكه اين گزارش در پايان سال اول فعاليت خانه ارايه نشد.

طبق ماده 39 ص 14 اساسنامه كه تصريح دارد بازرسين بايد مراتب تخلف و نقض را به مجمع عمومي گزارش دهد مواردي را به صورت اجمالي خدمت حاضرين در جلسه اعلام مي كنم.
البته ذكر اين نكته ضروري است كه خانه مطبوعات استان قزوين جزو خانه ها نوپا در كشور به شمار مي رود و نبايد انتظار چنداني از اين خانه كه به همت آقاي شفيعي ها تشكيل شد؛ داشت.
اعضا محترم خانه مطبوعات استان و حاضرين در جلسه
عمده ترين موارد نقض مواد اساسنامه در مدت فعاليت شوراي مركزي خانه دوم به صورت ذيل مي باشد.
1) براساس ماده 1 اساسنامه خانه مطبوعات
خانه مطبوعات استان به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع و قانوني و بهبود وضع اجتماعي و اقتصادي نويسندگان، خبرنگاران، عكاسان، گرافيست ها، طراحان، كاريكاتوريست ها، مترجمان و اعضاي هيأت تحريريه تشكيل مي گردد.
ولي متاسفانه بايد بگويم يبش از 430 نفر عضو خانه مطبوعات استان هستند كه تعدادي از اين افراد محترم در مطبوعات فعال نيستند و بايد مجمع عمومي در زمينه بررسي مجدد اعضا خانه مطبوعات تصميم گيري نمايد تا شاهد حضور روزنامه نگاران و موارد مصرح در ماده يك اساسنامه باشيم متاسفانه شوراي مركزي خانه در تصويب عضويت برخي افراد ناپيوسته و حتي پيوسته به عنوان افراد واجد حق راي در خانه مطبوعات حساسيت لازم را به خرج نداده است و 2 روز مانده به برگزاري مجمع 430 نفر را واجد شرايط شركت در انتخابات امروز دانست در حالي كه بسياري از 430 «اسم» اصلاً فعاليت و وابستگي مطبوعاتي ندارند و اين تصميم شائبه هايي را در روز انتخابات ايجاد كرده است.
2) براساس ماده 15 اساسنامه؛ مجمع عمومي عادي حداقل سالي يكبار تشكيل مي شود و در موارد مقتضي مي توان در هر موقع از سال مچمع عمومي فوق العاده تشكيل داد. متاسفانه بعد از گذشت سه سال امروز شاهد برگزاري مجمع عمومي هستيم در حالي كه انتخابات بازرسان هم برگزار نشده است و اين روند نگران كننده است و اعضاي مجمع بايد فكري براي ايجاد محدوديت در ماده 23 اساسنامه بكنند.
3) براساس ماده 16 اساسنامه كه وظايف و اختيارات مجمع عمومي عادي را روشن ساخته است بايد تصميم گيري در رابطه با ترازنامه و حساب سود و زيان و ساير گزارش هاي مالي در اين جلسه صورت بگيرد و خط مشي و ساير عمليات مالي به پيشنهاد شوراي مركزي خانه معين گردد. انتظار مي رود در همين راستا مدير مالي و اداري خانه در اولين فرصت نسبت به ارايه ترازنامه به طور شفاف و جزء به جزء به مجمع اقدام نمايد تا شوراي مركزي تصميم لازم را بگيرد.
4) براساس ماده 22 اساسنامه در صورت 3 جلسه غيبت غيرموجه هر يك از اعضاي اصلي خانه مطبوعات يكي از اعضاي علي البدل جايگزين مي شوند كه متاسفانه علي رغم غيبت برخي از اعضا اين ماده اعمال نشده است.
5) ماده 25 اساسنامه تاكيد دارد كه جلسات شوراي مركزي خانه مطبوعات حداقل ماهيانه يكبار برگزار شود كه متاسفانه شاهد بوديم در اين مدت براساس تاريخ دفتر صورتجلسات در چندين مورد اين ماده رعايت نشده است. به عنوان مثال از 24 اسفندماه گذشته تا بيست و چهارم خرداد ماه جاري جلسه اي تشكيل نشده است.
6) شوراي مركزي خانه طبق ماده 27 اساسنامه بايد بر مخارج جاري خانه مطبوعات رسيدگي و حساب ها را به بازرسان ارايه دهد هم چنين بايد با تسليم به موقع گزارش مالي و ترازنامه به مچمع عمومي گردش مالي خانه را شفاف ارايه نمايد كه متاسفانه در طول اين مدت هيچ گزارش مالي و ترازنامه سود و زيان ارائه داده نشده است. و هنوز پرونده مالي جشنواره سوم و چهارم بسته نشده است و عدم شفافيت در پرونده هاي مالي مشهود است.
حضار محترم و اعضا خانه مطبوعات
7) براساس ماده 29 اساسنامه كليه قراردادها و چك و اسناد مالي خانه به امضاي رييس و مسوول امور مالي و اداري معتبر است ولي متاسفانه شاهد بوديم كه چك هاي خانه مطبوعات به امضاي نايب رييس و مدير امور مالي و اداري مي رسد كه اين تخلفي آشكار است.
در همين راستا تبصره دوم ماده 41 اساسنامه كه وظايف رييس خانه را تبيين مي كند صراحت دارد.
رييس خانه مطبوعات مي تواند به طور موقت و فقط در امور غير مالي بخشي از اختيارات خود را بدون تفويض مسووليت بااطلاع اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي به فرد ديگري با تعيين مدت واگذار نمايد كه اگر اين موضوع هم اتفاق افتاده باشد طبق ماده 31 اساسنامه بايد تفويض اختيار به تصويب سه چهارم اعضاي شوراي
مركزي برسد كه اين موضوع هم نقض و تخلف ديگري از اساسنامه است.
8) يكي ديگر از تخلفات آشكار كه امروز هم شاهد انجام آن هستيم و جزو موارد نقض ماده 10 اساسنامه است بحث آراي وكالتي است كه طبق ماده 10 اساسنامه در مواردي كه دستور جلسه مجمع عمومي انتخابات يا رسيدگي به تخلفات باشد تاييد وكالت نامه ها بر عهدي بازرس است و من همين جا اعلام مي كنم بسياري از وكالت نامه هاي ارايه شده فاقد اعتبار و داراي اشكال قانوني است.
البته موارد ديگري هم مي توانست وجود داشته باشد كه با در اختيار نگذاشتن دفتر صورتجلسات و اسناد و مدارك مالي ديگر در دسترس اينجانب امكان بررسي آنها فراهم نشد.
اميدوارم كه توانسته باشم ذره اي از وظايف محوله براساس راي اعضا و اساسنامه را انجام بدهم. البته اين موارد نبايد باعث ناديده گرفتن زحمات و تلاش هاي اعضاي شوراي مركزي خانه مطبوعات باشد و همين جا از تلاش هاي اين عزيزان و مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تشكر مي كتم.
امير رجبي
26/3/1389
خبر بسيار غير قابل باور و تاسف بار بود... يك مادر جوان به گفته خودش بدليل فقر ۸ نفر را به قتل رساند هنوز باور اين موضوع براي من و خيلي ها مشكل است اما هرچه در اين پرونده جلوتر مي رويم بيشتر به اين موضوع مي رسيم كه انسانها در شرايط متفاوت مي توانند كارهايي بكنند كه از آدم بودن پشيمان شويم. "مهين" بسيار آرام و مسلط چنان قربانيان خود را به كام مرگ فرستاد كه انگار قاتلي بالفطره است اين پرونده دوباره زنگ خطر را به صدا درآورد كه جامعه دچار يك بهم ريختگي دربسياري از زمينه هاست ابعاد اين پرونده هنوز در مراحل ابتدايي است و بزودي جزئيات هولناك تري از آن منتشر مي شود...


جزئيات تازه از قتل هاي سريالي يک زن در قزوين


اگر از خواب بیدار شدید و دیدید مثلا فلان مقام مسئول استعفا داده یا وزیر خارجه امریکا در تهران با متکی در حال مذاکره است اصلا نباید متعجب شیم چون در وضعیتی قرار داریم که هر چیزی که فکرش را هم نمی کنید امکان دارد اتفاق بیفتد . فضای متشنج سفر های خارجی برخی از شخصیت هاو استعفای سر مربی تیم ملی از جمله خبرهای جالب و عجیب از دید گاه خیلی ها بود که به مورد اول اصلا وارد نمی شویم که در حد مانیست !!!اما اسعفای سرمربی اصولگرا ی فوتبال کمی غیر منتظره بود؛محمد مایلی کهن درنظر خیلی ها چهره چندان جذابی نداشت اما از برنامه نود دو هفته پیش کمی نظرمان در موردش بهتر شد تااین که بیانیه های حاجی اوضاع را بهم ریخت جسارت مایلی کهن جالب بود اتهام و بکار بردن الفاظ جسورانه همه را در بهت فرو برد.اما نکته اساسی این است چرا باید اینقدر شاهد در گیری و برخورد در رفتار شخصیت های ورزشی و سیاسی باشیم اخبار این چند روز را که مرور می کنی یک التهاب نا خواسته را می بینیم.آرامش حلقه گمشده روابط اجتماعی .سیاسی و ورزشی و... امروز ماست .ورزشمان هم مثل بسیاری دیگر از عر صه ها دچار بی ثباتی شده؛ شاید کم کم باید فکری بکنیم تا آرامش دوباره بر بسیاری از عرصه قالب شود به امید آن روز........
بعد از سر در گمی اصلاح طلبان پس از انصراف خاتمی مثل اینکه اصلاح طلبان استان به یک جمع بندی برا ی شرکت در انتخابات رسیده اند .بر اساس آخرین خبر ها ابراهیم عبدالرزاقی رییس ستاد مهندس موسوی استارت فعالیت های انتخاباتی وی را در ا ستان زده و به زودی در جلسه مهمی با حضور سران اصلاح طلبان استان برنامه های ستاد را تبیین خواهد کرد.
اولین جلسه ستاد موسوی در استان هم در تعطیلات نوروز در دبیرستان مفید بر گزار شد .بعد از انصراف خاتمی بسیاری از سیاسیون برای بر عهده گرفتن مسیولیت ستاد موسوی به تهران مراجعه کرده بودندوبرخی از چهره های اصولگرای استان که مسیولیتی هم در دستگاههای اجرایی دارند هم در بین این اسامی دیده میشوند.در این روز ها ستاد کروبی هم فعالیت چشمگیری را آغاز کرده و 24فروردین شیخ اصلاحات در دانشگاه آزاد با مردم استان سخن خواهد گفت.

هنگامي كه داور ژاپني سوت پايان بازي ايران و عربستان را در ميان بهت ميليون ها ايراني به صدا آورد؛ من هم مثل خيلي ها به غرور از دست رفته مان فكر ميكردم كه چگونه قرباني جاه طلبي و بي كفايتي شد.به ياد جمله مهندس صفايي فراهاني افتادم كه پس از انتصاب دايي گفته بود با اين انتخاب بد موقع يكي از اسطوره ها و سر مايه هاي فوتبال مان را سوزانديم ؛ولي درآن زمان گوش شنوايي نبود در روزگاري كه همه چيز طعم سياست گرفته اگر حرف منطقي هم زده شود در آماج بر چسب هاي سياسي و انگ هاي متعدد خفه مي شود .
هنوز كابوس المپيك از ذهن علاقه مندان به ورزش پاك نشده بود كه شاهد ناكامي ديگري هستيم.نمي دانم ما ايراني ها چرا زود همه چيز را فراموش ميكنيم اگرفكر اساسي براي بررسي ورفع علل ناكامي ورزش ايران در المپيك مي شد، شايد امروز شاهد سر خوردگي ميليون ها ايراني در حضور رييس جمهور و يكصد هزار نفر در ورزشگاه آزادي نبوديمِِ. ِراه حل مثل هميشه مسكن تكراري بركناري است واينگونه شاهد فرود اسطوره فوتبال ايران شديم .
روزهاي پاياني سال ۸۷كه براي ورزش كشورمان با نايب قهرماني كشتي آزاددر حضور دكتر احمدي نژاد به پايان رسيد ودر نوروز امسال هم با يك شكست تلخ آغاز شد اميدوارم كه وضغييت ورزش ايران در سال ۸۸ مصداق ضرب المثل" سالي كه نكوست از بهارش پيداست" نشود .
سال ۸۸هم شروع شد و به چشم بهم زدني تموم ميشه بازم تكرار و چر خش زندگي؛ اينقدر گرم كاريم كه گذشت زمانو حس نمي كنيم .عيد امسال هم مثل گذشته خونه ايم از ترس ترافيك جرات رفتن به مسافرت هم نداريم .بچه ها همه از عيدي و پاداش آخر سال و سيب زميني هاي مجاني ميگن.... اما مطبو عاتي مثل من كه خبري از اين چيزا نداره .اخرين روز هاي سال خبر انصراف خاتمي همه چيزاروتحت تاثير قرار دادو كلي ضد حال زد .اميدوارم هر كسي رييس جمهورميشه هواي روز نامه نگار هارو بيشتر داشته باشه و دوباره شاهد بهار مطبوعات باشيم . اباماهم كه عيدنوروز را به زبون فارسي تبريك گفت تا تو دل ايراني ها جا كنه؛ جواب دندان شكني شنيد كه ديگه از اين عوام فريبي ها نكنه. اونجوري كه پيداست امسال سال پر خبريي هرچي كه هست ارزو ميكنم وضعييت مردم از اين بهتر بشه

دومين مصاحبه مطبوعاتي طاهايي استاندار قزوين در نوع خودش جالب توجه بود. قرار بود مصاحبه ساعت 13:30دقيقه شروع بشه كه همكاران محترم بعد از يك ربع تاخير به ترتيب حضور پيدا كردند ما هم به رسم ادب ورعایت پيش كسوتي در صندلي هاي مياني نشستيم .
با شروع مصاحبه استاندار گفت كه سوالات تان را مطرح كنيد كه چند تا از همكاران مسلط و محترم!! گفتند شما يك توضيح مختصربفرماييد و بعد سوالات را مطرح مي كنيم كه توضيح مختصر جناب آقاي استاندار يك ساعت طول كشيد! البته اينم يك نوع مصاحبه است ديگه!! و استاندار زيرك كه انصافا سخنور بسيار مسلطي است، بهترين بهره را از اين پيشنهاد همكاران برد و هر طور كه علاقه مند بود مصاحبه را پيش برد. بعد از پايان صحبت هايش هم گفت: جلسه اي دارم كه بايد به آن برسم، اما يخچاليان خبرنگار تابان سريعا پيش دستي كرد و دو سئوال پرسيد كه استاندار دوباره توضيح جامعي ارائه داد!!
بعدم كه نوبت آقاي زارع دار معلم اخلاق خبرنگاران رسيد كه در زمينه درخواست خبرنگاران براي زمين و تعاوني مسكن صحبت كرد، مهندس طاهايي با روي باز قول حمايت داد و من هم تونستم آخرين سوال را درباره انتصاب معاون سياسي و خالي بودن اين پست بعد از گذشت يكسال، بپرسم .یکی از نکات جالب توجه حضور چشمگير خبرنگاران در اين جلسه بود و چهره هاي آشنا و نا آشناي زيادي را مي ديدم كه از برگزار شدن جلسه به صورت پرسش و پاسخ ، خوشحال بودند!! ولي رکسانا رضايي خبرنگار هفته نامه آوا با اعتراض به روابط عمومي استانداري از وقت كم در بيان سوالاتش گله مند بود و در كل مصاحبه سه سوال مطرح شد كه اين نوع برگزاري مصاحبه هاي مطبوعاتي هم در نوع خودش جالب بود!
اما بطوركلي جو اين جلسه بسياردوستانه و صميمي بود، تازه به خبرنگاران هدیه و كتاب و ناهارهم دادند!!
اما نكته اساسي در اين جلسه برخي صحبت هاي طاهايي بود كه به پاسداشت عملكرد استانداران قبلي خصوصا نكويي زهرايي اولين استاندار ومرحوم امامي پرداخت و بعد كلي از نصري تعريف كرد.
طاهايي دوباره گفت: رسانه مداح نمي خواهم و ادامه داد: از بيان اين جمله به طور مصداقي نشريه خاصي را مد نظر نداشتم كه اين جلسه باعث رفع اتهام از برخي همكاران شد و تاكيد كرد به مديريت اتوبوسي و ميني بوسي معتقد نيستم و ثبات مديريت را يكي از اركان موفقيت در كارها مي دونم. البته اين جمله با بسياري از اتفاقاتي كه در سطوح مديريتي كشور مشاهده مي كنيم در تناقض هست. حالا نمي خواهم وارد جزئيات بشم خودتون بهتراز من مي دونيد!!

توکلاس حقوق مطبوعات نشسته بودم و استاد كامبيز نورزوي مباحث تئوري حقوق و قانون مطبوعات راتدریس می کرد. در این کلاس بیشتر بحث میکنیم و بچه های کلاسم با اشتیاق در اون شرکت میکنند استاد گفت به بهانه اينكه از مطالب عقب هستيم سوال نپرسيد!
نگاه معني داري بهش كردم، نوروزي گفت: مي دونم چي ميخواي بگي اما نگو!
بچه هاي كلاس همگي با هم اعتراض كرديم ، گفتم استاد از شماکه بسیار انتقاد پذیری بعيد !بعدگفتم در اين چند جلسه قانون مطبوعات را براي ما تشريح كرديد و گفتيد مطبوعات طبق اصل 24 قانون اساسي در بيان مطالب آزادند مگر مخل مباني اسلام و حقوق عمومي باشند و طبق اصل 168قانون اساسي هم كه ضمانت اجراي اصل 24 است مي گويد: محاكمه مطبوعات بايد در محاكم عمومي و علني و با حضور هيات منصفه برگزار بشوند.
حال توقيف كارگزاران از سوي هيات نظارت با كدام يك از اصول قانون اساسي يا حقوق مطبوعات مطابقت دارد؟ و آيا با اصل آزادي بيان كه جزو حقوف فطري مردم و جزء عناصر مشكله نظام جمهوري اسلامي است سازگاري دارد؟!
استاد نوروزي مثل هميشه با محافظه كاري و استفاده از واژگان حقوقي كه اجازه هيچ گونه سوء برداشتي رو نمي داد! جواب داد: با هيچ كدام!! و اين يكي از مناقشات حقوقدانان با دولت براي اجراي قانون مطبوعات است. بارها در اين خصوص نقد و مطلب نوشته ام اما مثل اينكه گوش شنوايي نيست.
بهش گفتم پس فلسفه تدريس حقوق مطبوعات با اين وضعيت چيه؟!
نوروزي گفت: تو با اين موضع ات بزرگترين اشتباه رو كردي چرا كه قانون بد بهتر از بي قانونيه!!!
وقتي كه نشريه اي براي فعاليت نداشته باشي و روزنامه مورد علاقه ات هم توقيف بشه، مجبورميشي به وبلاگ نويسي پناه بياوري. البته براي كسانيكه اعتياد نوشتن دارند وبلاگ، مخدر خوبيه اما من که نويسنده نيستم بلكه علاقه مندم روزي بتونم نويسنده و روزنامه نگار بشم!!
اينقدردوستان مطبوعاتي وبلاگ درست كردند كه ديدم اگر نجنبم از قافله عقب مي مونم. عليرضا خدابخش بارها بهم توصيه كرده بود كه دست به كار بشم، اما كارگزاران تمام وقتم رو گرفته بود و ديگر مجالي براي راه اندازي وبلاگ نداشتم. داستان توقيف روزنامه كارگزاران ديگه قديمي شده اما موضوعات قديمي رو هم مي شه از زاوياي ديگري ديد در اين چند سال فعاليت مطبوعاتي هيچ گاه فضای توقيف را به طور كامل حس نكرده بودم البته در هفته نامه مينودر 3 بار توقيف موقت شده بوديم اما توقيف روزنامه كارگزاران، غم عجيبي رو بر من حكمفرما كرد.
ساعت دو بعد از ظهر كه به دفتر روزنامه رسيدم و ويژه نامه استاني رو بردم پيش مهران كرمي سردبير كارگزارن ، مهران گفت: قزوين خيلي فعاله، پشت سر هم داره ويژه نامه درمياره... از آنجا هم رفتم دفتر خبرگزاري موج، كه بچه هاي تحريريه گفتند، مژده بده ،كارگزاران توقيف شد! يك لحظه خشكم زد و بعد همين طور پشت سر هم sms بود كه مي اومد، بچه هاي تحريريه اعتماد و عرفان و حسن و... همه خبر رو با تنظيم هاي مختلف برام ارسال مي كردند!
اومدم خيابون وليعصر تا برم دفتر روزنامه ببينم چه خبر شده و اين ترافيك لعنتي مسير رو به حدي طولاني كرده بود كه انگار هيچ وقت نمي تونستم به خيابون آفريقا برسم كه آخرش هم نرسيدم!
هر چي تلفن بچه هاي تحريريه را مي گرفتم كسي جواب نمي داد، موبايل خوش چهره معاون سردبير رو گرفتم، بالاخره جواب داد و گفت: خبر درسته، متاسفانه توقيف شديم ديگه نيا روزنامه چون بچه هاي ... دارن ميان اينجا رو بهم بريزن، ما هم داريم در مي ريم!!!. رسيدم ميدون ونك، به طور اتفاقي چند تا از بچه هاي تحريريه رو ديدم .يكي شون كه داشت تازه عروس مي شد گفت: واي خدايا چي كار كنم، تازه وام گرفته بودم كه جهيزيه بخرم با اين حقوق كم كه بارها هم عقب مي افتاد خيلي اميد بسته بودم، ولي مثل اينكه همه چيز تموم شد؛ خواستم بهش اميد بدم و گفتم: حالا شايد مشكل حل بشه و...نگاه معنا داري به من كرد و گفت: تو خيلي ساده اي كه فكر مي كني دوباره كارگزاران رفع توقيف بشه!
هادي انواري از بچه هاي سرويس اجتماعي هم نظر آیدا عزتی تاییدکرد. ميدون ونك اونقدر شلوغ بود و آدم از دور ورت رد مي شد كه اگر چند نفر هم اونجا مي ميردند فكر نكنم كسي توجهي مي كرد.دوست داشتم تو جمعيت داد بزنمو بگم چرا براتون مهم نيست، يك روزنامه ديگه هم توقيف شد كه يك بي ام و چند ده ميليوني با موزيك رپش از كنارم رد شد، دختر و پسرا قهقهه سر مي دادند...
حالم داشت بد مي شد،ترافيك و آلودگي هواو غم توقيف و زخم زبونهاي بچه هاي...و فكر هاي ناجور ديگه استرس شديدي رو بهم وارد كرده بود و اونقدر بي قرار بودم كه حال برگشتن به قزوين رو نداشتم تو همین احوال بودم که آقای موسوی زنگ زدو گفت چک چاپ ویژه نامه آخرت صبح اول وقت بیار دفتر بده!! درهمين گيرو دار ياد حرف حسن رجبي همكار مطبوعاتي ام در روزنامه كيهان افتادم كه روزپيش بهم گفته بود همين روزاست كه كارگزاران توقيف بشه! تازه قدرت كيهان نشينان رو درك كردم!! اون شب فكر كردم كه ديگه همه چي تموم شد ولي امروز مي گم تا شقايق هست زندگي بايدكرد. به اميد روزيكه ديگه هيچ روزنامه اي توقيف نشه!!!